null

می‌خواستم قسمت آرشیو اسفندم خالی نباشه برای همین دارم می‌نویسم. طبق معمول نمی‌دونم از کجا شروع کنم چون زمان خیلی سریع می‌گذره و اتفاقات قطاری پشت سر هم سراغم می‌آن و من حتی وقت این رو ندارم که بفهمم دقیقا دور و برم چه خبره. حالا که زبانم تموم و دانشگاهم مجازی شده وقت بیشتری دارم برای رسیدن به کارهای دیگه و با اینکه هنوز قدم بزرگی بر نداشتم، همین که این اواخر حوصله به خرج دادم تا ضبط کلاس‌ها رو گوش کنم و جزوه‌هام رو کامل کنم کمی خوشحالم می‌کنه. نکته دیگه‌ای که می‌تونم درباره دانشگاه بهش اشاره کنم هم‌کلاسی‌هامه. آدم‌های عجیبی هستن و با اینکه سعی می‌کنم با همه رفتار دوستانه داشته باشم ولی حس می‌کنم به راحتی قضاوت می‌شم و جالب به نظر نمی‌رسم؛ که البته این حس رو نسبت به تمامی روابطم دارم‌. ولی در کل دانشگاه اونقدر هم جای بدی نیست چون من از الآن دلم براش تنگ شده و همونطور که به هیون گفتم، دوست دارم دوباره توی صف سلف وقتم رو هدر بدم. 

مورد بعدی اینه که متوجه شدم نمی‌تونم سریع کسی رو حذف یا جایگزین کنم. در این چند ماهی که دانشجو بودم قطعا با چند نفر دوست شدم و سعی کردم خیلی خوش برخورد باشم که البته گاهی هم awkward به نظر رسیدم به خاطر این تلاش مضاعفم. به علاوه، مشکلی هم با دایره ارتباطیم در محیط دانشگاه ندارم. (جز چند تا هم‌کلاسی که خب توی هر مقطعی هستن و آرزو می‌کنی از پنجره پرت بشن پایین.) با این حال اگر ازم بپرسن اسم دوست‌هات رو بگو بعید می‌دونم به اون‌ها اشاره‌ای بکنم یا اگر هم ازشون بگم جزو آدم‌های آخر لیست خواهند بود چون همونطور که دیر حذف می‌کنم، دیر هم با آدم‌های جدید انس می‌گیرم. شاید در ظاهر به نظر برسه انسان وفاداری هستم ولی تا اینجا چیزی جز ضرر برام نداشته. من اینقدر می‌مونم که آخرش مثل یه آشغال دور انداخته بشم که تازه در این صورت هم فارغ از علت اصلی این اتفاق، طوری که انگار مکانیسم بدنمه به خودسرزنش‌گری رو می‌آرم. 

ولی خب، با همه این‌ها که البته آسون هم نبودن، زندگی ادامه داره و من هم فعلا جلو می‌رم تا ببینم چی می‌شه. و با اینکه بی‌ربطه ولی دلم برای وقتی که بیان این موقع از سال واقعا حال و هوای عید داشت و کل وبلاگ‌ها مشغول نوشتن از لبخند‌هاشون بودن تنگ شده.

.I hope you leave and don't come back cause I'm cold

پی‌نوشت: قبل از بسته شدن کامل پرونده ۱۴۰۲، می‌آم و یه پست مفصل درباره سالی که گذشت می‌نویسم. لبخند‌ها و گریه‌های امسال بمونه برای اون موقع اما نوروز هر کسی که وبلاگم رو می‌خونه پیشاپیش فرخنده باشه. ♡