می‌گن توی جهنم اینقدر کیسه‌های زجر روی شونه‌هات سنگین می‌شن که انگار همه چی روی دور کنده. پس مدام به ساعت خیره می‌شی تا ببینی کی تموم می‌شه. هیچ‌کس اونجا گذر زمان رو فراموش نمی‌کنه. 

روز سوم: من یادم می‌ره که زمان قراره بگذره، نه اینکه بمونه.

—★

پی‌نوشت: برای امروز واقعا چیزی نداشتم که بنویسم چون از وقتی یادم می‌آد (حتی در شادترین لحظات زندگیم) می‌دونستم همه چیز در نهایت می‌گذره و تموم می‌شه.

پی‌نوشت۲: روز اول و روز دوم.