;And I've grown familiar with villains that live in my head
.They beg me to write them so I'll never die when I'm dead
به صورت خاص باید اشاره کنم میتسوری و هیون خیلی خیلی من رو سر ذوق آوردن که برگردم. و یادم اومد همه هم اینجا اونقدر روی اعصابم نیستن. قشنگیهای وبلاگنویسی بیشتر از اذیتها و حواشیشه. پس سعی میکنم بیشتر از قبل سرم به کار خودم باشه و زود با کسی گرم نگیرم. :دی
حرفهام درباره ارتباطاتم با یه سری بیانیها خیلی سوء تفاهم خیزه، اما خیلی انرژی توضیح دادن ندارم. فقط بدونید منظورم با همه نیست و با کسی مشکلی ندارم، فقط بعضیا رو نباید خارج از این فضا با خودم میآوردم چون من نمیتونم این همه آدم رو هندل کنم. TT...
راجب این قضیه ی " توقع دارن رابطه سالم داشته باشی باهاشون و فلان " آخ که چقدر میفهممت ، تازه عذاب وجدانم میگیرم اگر نتونم توقعاتشون رو براورده کنم و خیلی " مسکسحصخ " ئه TT
+ اوکی ولی من؟ ====)))))))) بزرگترین افتخار به ثبت رسیده در زندگیم همین الان پیدا شد.
اول که اومدم اینجا هیچ پستی نبود و قضیه چیه که کامنتای پستت مال ساعت یک و پنج ئه؟XDTT
من یه تنه داشتم بیانو میگردوندم اصلا * کاکاسنگی درحالی که میداند لغز ؟ ( همونی که یاروئه توی دودکش میگفتXD ) خوانده ولی وانمود میکند میتسوری السلطنه است *
اصلا نمیتونی تصور کنی چقدر از دیدن اینجا و دوباره نوشتنت خوشحالم زنTT
و اینکه اینجا به طرز عجیبی وایب خوبی میده... انگار توی جنگلهای گیلانیم=)))
یا وسط یه مزرعه توی گریندلوالد:دی
خوشحالم که میبینم خودت و وبلاگت و پست های زیبات به فضای وبلاگ نویسی برگشتن =))
اما راستش فکر کنم خوشحال نیستم بابت اینکه چیزایی که گفتی رو درک میکنم
لطفا پست های خوشگل خوشگل زیادی بزار
میدونم اما داشتن تجربیات مشابه و قابل لمس باعث خرسندی بنظر نمیاد راستش
بار اول که اومدم و هیچ پستی نبود احساس کردم سرزمین مخفی رو کشف کردم"-"
+ خوش برگشتی!
@میتسوری
وای آرههه، بعد انگار وسط همون جنگل توی آلاچیق نشستیم داریم چای دارچین میقولیم=)))
سلین عزیز بنده در ایام دوری گزینی از فضای مجازی و تمام دم و دستگاهش بودم که ناگهان تو به دنیای وبلاگ برگشتی و من الان...ببین واقعا نمی دونم ولی باید همین فردا بازم بیام بیان یا حداقل دزدکی توی بیان دنبالت کنم+-+
از دعوتتون استقابال به عمل می آورم و محتملا همین وب جدید الساختی که یادم نیست قالبش به چه سرنوشتی دچار شد رو در کوتاه مدت راه اندازی خواهم کرد یکی بیاد قالب خوشگل بزنهㅜㅜ
=)))
@میتسوری
بیا سلین رو زور کنیم اینتراستلار ببینه چون انقدری گاو هست که اینهمه دارم براش تعریف میکنم و نمیرههههه ببینه^^
@دوباره میتسوری
راستی تو دیلی مانیا سلین برنامه ریخت و قرار شد اینا برن شمال(با اسب های مانیا) و من و توروهم ببرن، ولی تهش خود سلین که برنامه ریخته زد کنسلش کرد و قرار شد با هانول بره حرم. که اونم تقریبا کنسل شد چون سلین نگران بود که با چوب دستی رنگی رنگی پمشالوی دستشون بزنن تو سرش. و الان من و تو تکلیفمون مشخص نیست،پس بیا برنامه بچینیم بریم کتابفروشی شاهنامه تو سجاد🤝🏻😂😭
اصلا اگه همه ی این ها و اضطراب اجتماعی بنده و بقیه عزیزان رو هم در نظر نگیریم،
کو پول ها کو^^
نه من واقعا فهمیدم نمیتونم همه شما رو با هم تحمل کنم و این مشکل منه چون کلا با کحیطهای شلوغ اوکی نیستم. یعنی میتونم با هر کدومتون یه دور برم شمال اما ۱۵ نفری همزمان اصلاااا نمیشه. xD
عه همزاد
هرکی اینتراستلار ندیده از گاو بک گراند هم گاو تره🤝🏻 اصلا هم به شخص خاصی اشاره نمیکنم،اصلا.
@میکا
من جفت تخم چشممو میدم که گاو بکگراند قالب چرخ اوره وبلاگ چرخ اور تره سلین چرخ اور ترترتر باشم. دویو کیدینگ؟
@میتسو
چرا گفتی،ولی دقیق نه.
--
تازه من براش دیالوگای اینتراستلار گفتم،فیلمو ندیده بعد شیر کرده تو دیلیش:)))) بتذیمذلملی
@میکا
خب تو بریتیش ترین حالت یک مشهدی رو تصور کن, با قیافه ی ترکیب چشمای دنیل ردکلیف با رنگ بندی تیموتی شالامی. درحالی که کتاب های شکسپیر هم زبون اصلی میخونه و برای پول دانشگاهش تو میوه فروشی عموش کار میکنه. میشه دن ^^
@میتسو
تا اونموقع بیشتریا دانشگاهشون تموم شده،فقط به احتمال زیاد تو ترم اولی و غیبت هم میخوریxDDD ولی جدی آدماش هم باهم نمیساختن،یعنی دعوا میشد احتمالا و کلا به نظرم جدا جدا میرفتن بهتر بود.
@میکا
چرا یطوری برنامه ریختین انگار من قراره دانشگاه قبول شم :))))
بنام خدا چهارراه ورزش، راسته میوه فروشا XD
- میکا میخوای کامنتامونو پاک کنیم اعصاب سلین نقاشی نشه؟D:
سلین که از اسپم بدش میاد:
منو میکا:
😂😂😂😂😂😂😂😂 حتی نذاشتیم یه روز از اومدنش بگذره،زیر همین پست اول دارین شر و ور(فقط چون حس کرده زشته زیر پست اول فحش بدم🤝🏻) میگیم😂
تازه از فحش هم خیلی بدش میاد XD
همون بزرگه "^" نمیدونم اسمش چیه، اسم نداره اصلا به گمونم "-" میوفته وسطای همونجا،بعد اون شیرینی فروشیه که کوچیکه "-" ...
@میکا
منظورم واژه های قبیح در زیر پست های استتیک وبلاگشه TT
@میتسوری
در استتیک بودم سلین،صداش و پست هاش که شکی نیست،
ولی برای اینکه بهمون گیر نده راجع به آرکین حرف میزنیم🤝🏻
میتونیم بری داد بزنی رااامینننن بعد هرکی برگشت گفت چیه اونه xDDD
@میکا
اها. تو صدای سلینو شنیدی و برای من نفرستادی؟ کاااات این زندگی دیگه یا جای منه یا جای تووو
@سلین
بابا منم پیر کرد تا ویس داد. ۲ ثانیه وویس اومده میبینم توش سرفه کرده فقطxDDD
من الان فقط دوتا وویس از سلین مونده برام:(((((( بقیشون پاک شده
البته وایسا....فکر کنم میتونم پیداشون کنم:))))) دخیلیلبابتل
صدام دیگه استتیک نیست قبول کنید. خیلی عادیه به والله
شیر کاکائو نخورxDDD
نه برای خودم نگه میدارم نمیفرستم جدی. نمیدونم کی بود آیدی منو داده بود به یکی از بیانیا و وقتی طرف اومد پیویم و جریانو گفت خیلی یجوری شدم.
خب،ریدینگه رو بگم یا آیدیه.
(البته من جدی با اون فرد مشکلی نداشتم،یعنی خودم میخواستم برم پیویش حتی ولی اون آدمی که آیدیمو داد به اون فرد خیلی زشت بود کارش.)
دنیای سمی دقیقا واقعا حالم ازش بهم میخوره ها ولی خب در هر صورت از طریق لپ تاب هم که شده میام و وبتو دید میزنم،و اینکه چون توی سال کنکور گوشی ممنوعه یه جورایی واسه همین گفتم به صورت کاملا محافظت شده و اندکی دزدی بیام و به وبت سر بزنم:)
گوشی و دنیای مجازی یه جوری شده که امروز رفتم بیرون گوشی ساده دستم بود یه چند نفر داشتن میخندیدن میگفتن نگاه گوشی دستشو آخه خب احمق جاننن همون گوشی نفرین شده ست زندگیمون رو به فاک سگ دادیم باهاش بعد یکی که میخواد یکم به فضای واقعی بر گرده و واقعیات رو ببینه واست عجیبه؟ایششش
ویس؟ خسته نباشی فکرکردم پادکست درست کرده TT ...
خب پس ازین به بعد منم دیگه ستارمو روشن نمیکنم تا سلین ویس بده راجب نوشتن توی وبلاگXDD jff
+
زحمت نکش واقعا نیازی نیست:(( پستام همیشه هستن میتونی بعد کنکور بیای همهشونو بخونی. ㅠㅠ
@Lia
دروغ میگه دوروز نشده همشونو پاک میکنه، تازه خدارو چه دیدی شاید تا بعد کنکور زد کل وبلاگو پاک کرد "-" xD * زخم خوردگان *
برید گمشید من یه سری وویس ناب دارم از سلین درحال فنگرلی برای سونتین:))))
وای لین سابقه ت خرابه، تو الان هرچی بگی نه اینو نگه میدارم ما شرطی شدیم میترسیمxD
وای لین دبیر فیزیکمون هیتر سهراب سپهریه👍🏻 باید اینو بهت میگفتم وگرنه خفه میشدم-
@ایلین
راجب دبیر فیزیکتون... ای بابا. باید یه سر تا خصوصی سلین برم و فحشش بکشم XDTT
ولی بیاین به جای اون چیزه چیز چیز، راجب دبیر فنون ما حذف بزنیم که عاشق شیپ شیپ شمس و مولاناست TT بهمون قول داد کامل برامون راجبش حرف بزنه، چون موضوع تحقیق دکتری و phd ش ( همینطوریه؟ "-" ) شمس و مولانا بودن خودش گفت من شیفته اینام و اگر دهنمو باز کنم حرف بزنم تا شب ساکت نمیشمTTTT
تازه طرفدار خواهران برونته هم هستتتتTTTTT
خیلی زن خوبیه. خییلی. معنای حقیقی >>>>> ئه. TT
@میتسو
بیا خصوصی خودمxD
ببین خیلی طبع ادبیات داره پشمامون ریخته بود، دانشگاه تهران مکانیک خونده ولی میگفت گاهی میرفته سر کلاسای ادبیات تخصصی مینشسته گوش میداده و اینا، ولی گفت با نیما و سهراب حال نمیکنه بعدم گفت سهراب اکثرا شر و ور میگفته👍🏻👍🏻👍🏻
اتفاقا خیلی بارشه تو ادبیات:)))))))) دم در با منجم بحث تخصصی میکردن برگای ما ریخته بود
وای یه آدم ضد و نقیض عجیب غریبه که فازش قابل درک نیست- با این حال من با کلاساش حال میکنم و با اینکه فیزیکم خیلی خرابه اما سعی میکنم چون دبیرش اینه گوش بدم سر کلاس
سلین اگه بدونی چقدر پزتو دادم پیش دوستام
منتظرم بیای بنر همون جایی که میخواستم قبول شدم بزنی که دیگه مدرسه رو روانی کنمxD
بعد یه بچه ۱۲ساله آیفون میخره هیچکس نمیگه این بچه واسه چی آیفون دستشه ولی من عمر نوح رو دارم زل میزنه تو تخمچشام میگه این چه گوشیه فکر میکنه من از اونام که ناراحت میشه خیرررر یه جامعه شناس اگه با این چیزا میرفت و ناراحت میشد که جامعه شناس نمی شد من بسیار پرو تر از این حرفام*-*
@میتسو
واییییی دقیقا از همین میترسم برم و برگردم دو هفته دیگه کل وبشو پوکونده باشه...
-واقعااا؟واسه من نگهش میداری؟ایوللللل ممنوننننن-دیگه دیگه قول دادی هااا-
@آیلین
همونجوری که من نه فلسفه نه جامعه و نه ریاضیم رو اوکی کردم اومدم اینجا لم دادم:")
پس چرا ما همیشه معلم ادبیاتامون معانی الهی از همه چیز درمیارن و با پا فشاری شدید معتقدن که مولانا خدارو توی وجود شمس دیده واسه همین عاشق روحش شده؟ :(
اتفاقا امروز تو کلاس ما ام بحث شمس و مولانا شد دبیرمون وسط حرفاش گفت عشقو نمیشه با معیار های چشمی خودمون اندازه بگیریم فرا تر از هورمون و چهارچوب های ذهنی پایه گذاری شده بشره:::)) قیافه ما:
سه بار ادبیات کامل شدم منجم قشنگ اسممو یاد گرفته، هی هرچی میشه هستی خانوم هستی خانومxD
خیلی جامعه شناسی رو دوست دارم عاشقشممم میخوام واسه دانشگاهم جامعه بخونم واییی خیلی رویاییه جامعه شناسی فکر کن همش کف خیابون و با آدم ها باشی و از درد جامعه بگی واییی زیادی خوبه -البته خب همه میگن از گرسنگی میمیری که اونجوری ولی خب-
+همینوبگو حالا شاید یه سری عقایدی هم بوده و مولانا هم خب خدارو درک کرده و خیلی چیزای الهی و معنوی داره ولی اینکه میگی نه صددرصد رابطشون عرفانی بوده خب زیادی چیزه دیگه زیادی غیر نرمال و زشت
برم بخونم جدی جدی دعا کنید ازش زنده در بیام، ژنتیک واقعا باعث میشه مغزم ارور بده مانیارو لازم دارم-
آقا از تجربی میشه جامعه شناسی خوند؟😭😂
آی لین موفق برو و موفق برگرد تا شنبه وقت داری هااا ولی خب چون زیست زیادی یه جوریه و تاابدم بخونیش بازم یه سوال دیگه از بغلش میزنه بیرون پس در نتیجه به آغوش زیست بازگرد
ای واییی یکی میخواد جامعه شناسی بخونه آخجوننن برو دنبالش امیدوارم بشه واقعا جمعیت کسایی که میخوام جامعه بخونن کمهههه
من بچه م بودم ازم میپرسیدم دوست داری با چه پسری ازدواج کنی میگفتم پسری که نقاشی میکنه:))))))))))))
از بچگی زیاد با پول رابطه خوب نداشتم
یادمه کلاس چهارم اینا بودم مامانم خیلی ویرجیناوولف میخوند منم همش میگفتم این عکس رو کتاب کیه مامان اگه نویسنده ست میخوام باهاش ازدواج کنم بعد مامانم میگفت داداش خب واسه چی؟منم میگفتم چون نویسنده ست😭😂
پیداش میکنم اون پسرو حتماااا و داداشش رو هم که هم حرفه ن باهم،باهات آشنا میکنم که باهم فامیلم شیم خوش میگذره
من واقعا قصد دارم زبانمو گاد کنممم گاد ولی خب میدونی چیه اینجا کلی حرف نشنیده هست کلی قانون که نیاز به اصلاحه وکلی مردم بیچاره که حتی نون شبم ندارم کلی آدم که کف خیابون افتادن و...پس میخوام اینجا بمونم و تلاشمو کنم اینجارودرست کنم بالاخره باید از یه جایی شروع کنیم دیگه
چشمات عالی میبینه :)
اهاااا جاری همش میخواستم بگم بعد هرچی فکر میکردم یادم نمیومد این نسبت فامیلی چی بهش میگن
+اونم فکر خیلی خوبیه بهش فکر میکنمممم ،ولی میدونی مثلاً من همزمان عاشق چیزای دیگه هستم عاشق تدریس کردن و معلمیم هستم عاشق طراحی لباسم دوست دارم بنویسم و نویسندگی و عکاسی روهم دوست دارم در هر صورت قراره زندگی کنم پس سعی میکنم خوشحالم باشم و هرچی که بشم بتونم مفید باشم ،مفید و تاثیر گذار!
انگیزه دارم من همیشه ،میدونی چیه؟من اگه همین فردام کنکور داشته باشم و هیچی نخونده باشم خوشحال و امیدوارم کلا ذاتن ناراحت بشو نیستم😂
ازت بدم میاددد نه واقعا برو دیگه نبینمتتت اگر بری چاقو میکشم خدایا منو بکشششش خدایا از اینجا ستاره میخوام الان دنبالت میکنممم تا وقتی پاسخ جدید نبینم ازت دنبال نمیکنم که شکست عشقی نخورممم. TTTTTT
بگذریم از این حرفا خوش اومدی به بیان ریون. قالبت چقدر قشنگه چطوری از همین اول اینقدر توی کار با بیان حرفهای هستی؟TT
+بله میدونم که رد دادم.TT
"دوست بیانی برای فضای بیانه" چیزیه که وقتی دیدم نمیتونم با خیلی از بیانیها خارج از این فضا راحت باشم فهمیدم. یعنی خب هنوزم دوست دارم یه سریها رو ببینم و اینا ولی میدونم اونا که سهله نمیتونم از خودمم انتظار داشته باشم موقع دیدنشون کسی باشم که توی بیان هستم. خیلی حس عجیب و چرتیه چون آدم فکر میکنه اینحا خودشه بعد وقتی توی شرایط دیگهای قرار میگیره بازم حس میکنه خودشه و یه لحظه از خودت میپرسی من یه آدم دوروام یا اینا طبیعیه؟
من به خاطر بیان یه وقتایی حس بد میگیرم اما به این نتیجه رسیدم که ترجیح میدم این فضا رو داشته باشم حتی اگر قیمتش یه سری حس بد و اذیتکننده باشه.
وای خدایا شکرت نرگس رو هم پیدا کردم.
ایشالا همیشه پاقدمت پر از نعمت باشه. (البته پا قدم هرکدومتون که زودتر دوباره وبش رو راه انداخت.)
اینجا انقدر خوشگله که هروقت میام توش یک ساعت براش ذوق میکنمTT
خصوصا برای این گاوه. اسم نداره این گاو خوشگلمون؟:<
ببین من از رشته های تجربی فقط بیوتکنولوژی و کلا ست زیست فناوری رو خیلی دوست دارم با مهندسی ژنتیکم حال میکنم-
گاو😭 من سودای روانشناسی جنایی دارم اگه قبول نشم جدی جدی گریه میکنم بعد میگی همینا برام بهترهههینخسسنسخ😭😭😭
لین چقد کیوت شدی تو یهو😭
من سلیقه م توی انتخاب اسم خیلی زشته.
به میتسوری بگین بیاد.ㅋㅋ
واییی راستش بدجور دلم میخواد برم وب بزنم و الان توی دوراهی موندم گادددد،نوشتن توی بیان یه جورایی جذاب و جالبه خیلی جالب
خیلی اتفاقی ظهر واژهی نیل به ذهنم اومد بعد دیدم به کلمهی نیلی اینجا اشاره شده
درکل جالب بود واقعا .
میگم یه سوال...پروفت ممکنه چشم خودت باشه؟(":
اینکه به اومدنم مایل بودی واقعا خوشحالم میکنه.TTTT
اوهوم ریون قشنگه:") دلیلت برای انتخابش چی بوده؟ چون اهمیت میدی به اسمها میپرسم.:>
اوهوم.
نوشتن واقعا تغییر دهندهست و جای خالیش وقتی یه مدت نمینویسی خیلی حس میشه. من یه خلا بزرگ حس میکنم که باید با نوشتن پر بشه ولی سخت شده.
یه سوال بپرسم؟به نظرت الان دیر شده واسه اینکه کنکوری خوندن رو شروع کنم؟میدونی یه جورایی خیلی بیخیال شدم نسبت بهش و فکر میکنم نباید اینطوری بشه
+ازت بسیار تشکر میکنم که همش مشوقمی و به ادامه مسیر امیدوارم میکنی یکی تو تلگرام که گفتی دیلی بزنم و یکیم اینجا خیلی خوشحالم که حرفام برای سلین جالبه-خودم اینطوری فکر کردم هااا-
ریون برای من یاد اور اون کلاغه تو اون کارتونه ست که با جوراباش بست فرند بودن و باهم حرف میزدن TT xD
جوری که همه عاشق جامعه شناسین:
مایی که تو مدرسه نمونه توی هفته سوم هنوز جامعه شناسی نداشته کلاسمون:
پس چرا ما همیشه معلم ادبیاتامون معانی الهی از همه چیز درمیارن و با پا فشاری شدید معتقدن که مولانا خدارو توی وجود شمس دیده واسه همین عاشق روحش شده؟ :(
یاحضرت نوحححXDDDDD این چیه من میشنومممXDDDD همزمان هم کفر عشق مولانارو گفته هم الهیت خدارو XDDDD دمش گرم خدایی توانایی بالا میخاد XD
@میتسو
میگفت شمس رو دوست داشته مولانا هااا ولی اون جسمی که شما فکر میکنید نه واییی خدایاااا
+فکر کن بگن مولانا شم شمسم میشی تا عاشق روحت شم؟!
وای خدایا ببین کی اینجاست:))))) خوش برگشتییی. خیلی خوشحال شدم. (زیبایی قالب وقتی وارد وبلاگت شدم چند ثانیهای تسخیرم کرد) حقیقتش میخواستم ازت دربارهی دیلیت بپرسم ولی راه ارتباطیای نداشتیم. وقتی دوباره wabi Sabi رو دیدم از ذوق نیشم باز شد.
یعنی میشه که زیاد زیاد برامون بنویسی؟:(
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
![[bayan-tools.blog.ir]](https://bayanbox.ir/view/9100208603264285776/Imgur-The-most-awesome-images-on-the-Internet.gif)

این یک نظر آزمایشی است.