![]()
![]()
![]()
نمیدونم واقعا چرا هیچ وقت نیروی تغییر ندارم. الآن هم اومدم بنویسم نصف تعطیلاتم رو هیچ غلطی نکردم. دو روزش رو مثلا داشتم مطلق استراحت میکردم اگرچه هنوز خستهام، دو روزش رو استرس داشتم برای تعیین سطح زبان، بقیهش هم نشستم غصه خوردم و اصلا یادم رفته بود قرار گذاشته بودم با خودم که یه حرکتی بزنم. شاید زود باشه برای اعلامش ولی گویا باز هم شکست خوردم. شاید هم از این یک هفته باقی مونده که به احتمال زیاد با استرس کشیدن برای انتخاب واحد هدر میره بهتر استفاده کنم.
خلاصه که آرزو میکنم حسهای قشنگ، دلگرمیها و انگیزههای کوچیکی که یهویی سراغ آدم میان خیلی عمیقتر و موثرتر میبودن. من برای پر و بال دادن بهشون واقعا کمجونم.
Maybe we were right
It was good to say goodbye
Happy ever after doesn't last
We both knew it was time
To leave those times behind
Let's hope that down the road
We'll cross our paths
So, we could look back and laugh